تأثیر نماز در بعد شخصیت روحی ومعنوی جوان

آثار وضعي

احکام الهي و دستورات ديني، در قالب اوامر و نواهي به وسيله قرآن کريم و سيره ي پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) و ائمه معصومين(ع) براي انسان ها بيان شده و به شکل قوانين و مقررات حاکم شده اند.

در اين شکي نيست که هدف تمامي قانون گذاران از وضع قانون، برقراري آرامش، آسايش، امنيت و نظم و نظام در زندگي انسان هاست و سعادتمندي و خوشبختي براي عموم در آن ها لحاظ شده است. گاهي در قانون هايي که انسان آن را وضع مي نمايد، سليقه هاي شخصي و جناحي به وضوح ديده مي شود. به همين جهت با گذشت زمان اين قوانين مفهوم خود را از دست مي دهند. اما قانون گذار الهي، بالاتر از همه انسان ها و آگاه به تمامي مصالح و مفاسد آن هاست و کوچک ترين تنگ نظري و ظلم و اعمال سليقه هاي شخصي و حکومتي نيز در حوزه قانون گذار اسلامي وجود ندارد.

قوانين آسماني و الهي همه جانبه است. هم سعادت دنيا و هم آخرت و هم جسم و هم روح انسان در قانون گذاري ديده شده است. تاکنون از آثار جسمي نماز يا آثار نماز بر جسم انسان سخن گفتيم. اکنون به بيان آثار نماز بر روح و روان انسان مي پردازيم.

 

 آرامش رواني

آرامش خاطر و آسودگي روان از گم شده هاي مردم در روزگار ماست که همه نيازمند و طالب آن هستند. توجه دادن به اين امر که فقط ياد خدا و نماز مي تواند روح سرگردان انسان را آرام کند و از دغدغه هاي مختلف برهاند و سعادتمندي دائمي براي انسان حاصل نمايد، تأثير زيادي در فراهم سازي آسايش و آرامش روان جوانان دارد. قرآن نيز به اين معني اشاره دارد: «اَلا بِذِکْرِاللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلوبُ[1] ».؛ آگاه باشيد تنها با ياد خدا دلها آرامش مي يابد.» نماز يک عبادت است که موجب ارتباط بين خالق و مخلوق مي شود و براي نمازگزار آرامش رواني و آسايش روحي را نيز به همراه دارد و او را از ابتلا به امراض و کسالت هاي روحي و رواني دور نگه مي دارد. نماز، انسان را از هرچه که به موجب آن به روح و روان فرد لطمه وارد مي شود، نهي مي کند.

امروزه در دنياي علم پزشکي و روان پزشکي نيز اعتقاد است که دعا و نماز و داشتن يک ايمان محکم به دين، نگراني، تشويش و ترس را که علت بيش تر بيماري هاست، برطرف مي سازد. «در آمريکابيش ترين بيماري ها، رواني است و در کشورهاي اروپايي نيز اضطراب، بزرگ ترين بيماري است.»[2] .

در کشورهاي غربي وجود اين همه امکانات و تکنولوژي، باعث آرامش روحي آنان نشده و علت بيش تر امراض آنان، عدم برقراري ارتباط با خداوند است.

حال سؤال اين است که چگونه نماز باعث آرامش رواني جوانان مي شود؟

افرادي که زندگي را پوچ و بي معني و بي هدف براي خود تصور مي کنند و آن را رنگ باخته و از دست رفته مي بينند، به نا اميدي و افسردگي، اضطراب و انزواطلبي مبتلا مي شوند. آنان به علت اين که براي خود و کار خود ارزش قائل نيستند و قدرت ماورايي را که ناظر بر اعمالشان باشد قبول ندارند، اعتماد به نفس و امنيت رواني خود را از دست مي دهند. اما جوان نمازگزار در روز، مرتباً مي گويد: اين جهان آفريننده و پرورش دهنده اي دارد که بر آن نظارت دارد و داور ارزش گذار کار بندگان خود است. کوچک ترين کار آنان را زير نظر دارد و به آن نمره مي دهد و براي آن، ثواب و عقاب معيّن مي کند. او مالک روز محاسبه (يوم الدين) است. پس نمازگزار به يقين مي داند که هر ذره اي قابل حساب است: «فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ - وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ؛ پس هرکس هم وزن ذره اي کارخير انجام دهد آن را مي بيند و هرکس هم وزن ذره اي کار بد کرده آن را مي بيند.»[3]  و همين است که به او آرامش خاطر و امنيت رواني مي دهد؛ لذا گرفتاري هاي دنيا، رنج ترک گناه و عمل به تکليف را راحت تر و آسان تر مي پذيرد.

توجه و خشوع از شرايط مهم نماز است و وسيله اي است براي پرورش و تمرين حضور و تمرکز حواس که در زندگي بسيار حائز اهميت بوده، بيش ترين موفقيت هاي انسان در نتيجه همين تمرکز و توجه کامل و و حضور ذهن است. نماز نشان مي دهد که رابطه اي بين انسان و پروردگارش وجود دارد. خشوع و خضوع انسان در نماز، به او نيرويي معنوي مي بخشد که صفاي روحي و آرامش جسمي و امنيت رواني را در او به وجود مي آورد.

رسول خدا به بلال مي فرمايد: «قُمْ يا بَلالْ فَأَرِحْنا بِالصَّلاة[4] » «بلال برخيز و ما را با نماز، آسايش بخش»؛ نقش نماز در آرامش انسان مورد آزمايش و بررسي نيز واقع شده است و امروزه يکي از روش هاي مورد استفاده برخي روان پزشکان جديد است. رسول خدا مي فرمايد: «عَلَيْکُمْ بِصَلاةِ اللَّيْلِ فَاِنَّهُ مُطردةُالداءِ فِي الجَسَدِ[5] ؛ نماز شب را بخوانيد که آن دافع بيماري از بدن است.

پس نماز، نه تنها يک عبادت است، بلکه يک برنامه تدوين شده براي نظم و سلامت جسمي و روحي و آرام کننده ناراحتي هاي تن مي باشد.

در دوره پناه جويي، بشر به کسي پناه مي برد که نمي داند کجاست، اما مي داند همه جا هست و او را از نااميدي مي رهاند. او همان خدايي است  که در همه ادوار به او پناه مي برد و از او آرامش مي گيرد و در سايه عبادت او، به آرامش مي رسد.

پس نماز، نمازگزار را از اضطراب و دغدغه هاي فکري دور نگاه مي دارد، به او آرامش روح و روان مي بخشد و در آرامش رواني او اثر فراوان دارد.

 

ایجاد تنفر از بدی ها در جوان

ايجاد نفرت از گناهان

يکي از بارزترين ويژگي ها و خصوصيات نماز، ايجاد تنفر و بازدارندگي از فرورفتن در منجلاب فساد و منکرات است.

اين امر، البته از اقتضائات نماز است، نه اين که اين علت تامه آن باشد؛ لذا بديهي است کسي که در روز، پنج بار به سوي پروردگارش با خشوع و خضوع و خاکساري، نماز به جاي مي آورد به ويژه اگر در محيطي سالم باشد انساني با نزديک ترين رابطه به درگاه خداست. اگر انسان خدا را فراموش ننمود و او را ناظر اعمال خويش دانست، حلاوت عبادت موجب ايجاد تنفر از گناه در او مي شود و او را از هر زشتي و پليدي باز مي دارد. از سفارشات امام علي(ع) به «کميل» است که مي فرمايد: «اي کميل! مهم نيست (اين که) نماز بخواني و روزه بگيري و صدقه بدهي! مهم اين است که نماز با قلبي پاک انجام پذيرد و مورد قبول خداوند باشد و با خشوع و خاکساري ادا شود.»[1] .

 

وقتي نماز خواندن صرفاً يک عادت نباشد و همراه با فروتني انجام پذيرد و با دقت تمام و کمال به جا آورده شود، موجب توجه به ذات اقدس احديت مي گردد.

چنين نمازي فرد را از کارهاي زشت و قبيح که با فطرت انسان سازگاري ندارد، باز مي دارد و دژ محکمي در مقابل شيطان است. امام علي(ع) مي فرمايد: «نماز قلعه و دژ محکمي است که نمازگزار را از حملات شيطان دور نگاه مي دارد.»[2] .

پس نماز وقتي با عشق خوانده شود و استمرار پيدا کند، موجب دوري از گناهان مي شود و حلاوت ارتباط با خدا برقرار کردن، تنفر از گناه را در وجود فرد تقويت مي کند.

با اين وصف اگر از همان ابتدا که فرزندان هنوز تأثيرپذير هستند، از طرف خانواده به درستي به نماز سوق داده شوند نفس آنان از گناه احساس لذت نمي نمايد و احساس تنفر از گناهان در وجود آن ها ايجاد مي شود.

 

[1] مجلسي، محمدباقر؛ بحارالانوار، ج 8، ص 266.

[2] آمدي تميمي، محسن؛ غررالحکم، ص 56.

 

بازدارنده از گناهان

خداوند مي فرمايد: «وَأَقِمِ الصَّلاَةَ إِنَّ الصَّلاَةَ تَنْهَي عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنکَرِ»[1]  نماز را بر پا دار، که نماز انسان را از زشتيها و گناه باز مي دارد.

اولويت برنامه هاي ديني، بر پاداشتن نماز است و به اين علت، ما سعي داريم نوجوانان و جوانان را از اين امر مهم آگاه سازيم و نماز را در برنامه هاي آنان قرار دهيم، چرا که هر نوجوان و يا جواني که قلبش به نور ايمان روشن شود، براي او شيرين ترين و زيباترين حال ها ميسر مي شود و  نماز براي آنان آنقدر لذت بخش و آرام بخش است که نيازهاي روحي و رواني آن ها را برآورده مي سازد و از مراجعه آنان به ساير چيزها جلوگيري مي کند. اين امر، يعني بر پايي نماز براي جوان و نوجوان تأثيرات بيش تري در سازندگي روحي و شخصيتي آن ها دارد؛ به همين علت، جوانان، ديگر به دنبال گناه نمي روند، چون قلب آنان از گناه سياه نشده است. وقتي جوان به آثار شخصيتي نماز پي برد، جايگاه آن را مي شناسد و به طور قطع به دنبال گناه نمي رود و مدام خداوند را واقف بر اعمال خويش مي داند و از گناه دوري مي جويد.

اکنون اين سؤال پيش مي آيد که اگر نماز دوري از گناه را در فرد ايجاد مي کند، چرا اين حالت براي برخي افراد پيش نمي آيد؟

ذکر يک روايت از تاريخ در اين زمينه بي تأثير نيست. «روزي به رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) گزارش دادند فردي که به شما در نماز اقتدا مي نمايد، مرتکب فواحش مي شود. رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) در جواب آن ها فرمود: بالاخره روزي نماز او را نجات خواهد داد و پس از مدتي آن جوان توبه کرد.»[2] .

در تفسير آيه ي ذکر شده در بالا، مرحوم علامه طباطبائي در تفسير الميزان مي فرمايند: «سياق آيه شاهد بر اين است که مراد از اين، باز داري طبيعت نماز از فحشا و منکر است. البته بازدارندگي آن، به نحو اقتضاء است، نه علّيت تامه. که هر کس نماز خواند ديگر نتواند گناه کند.»[3] .

 

 

[1] سوره ي عنکبوت، آيه ي 45، ترجمه ي آيت الله مکارم شيرازي.

[2] مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، ج 79، ص 198.

[3] طباطبايي، محمدحسين؛ تفسير الميزان، ج 16، ص 212.

 

رهايي از دام شيطان

از روزي که لعنت الهي به شيطان تعلق گرفت، شيطان به نام مقدس خدا قسم ياد کرد که افراد غير خالص و صالح را گمراه نمايد. امام علي(ع) در نهج البلاغه مي فرمايد: «پس شيطان بزرگ ترين مانع براي دين داري و زيان بارترين و آتش افروزترين فرد دنياي شما است.»

شک نيست که شيطان، گمراه کننده ترين موجود است و در پي گمراهي دين داران. امام علي(ع) مي فرمايد: «مردم! آتش خشم خود را بر ضد شيطان بکار گيريد و ارتباط خود را با او قطع کنيد.»[1] .

اگرچه بايد از همه شرور و آفات به خداي تعالي پناه برد اما آن چه در استعاذه آمده است، پناهندگي از شرالاشرار و دشمن آشکار يعني شيطان است که در سوره ناس هم به خوبي به آن پرداخته شده است.[2]  در سوره ي مؤمنين نيز خداوند به رسول گرامي مي فرمايد: «وَقُل رَبِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ - وَأَعُوذُ بِکَ رَبِّ أَن يَحْضُرُونِ؛ (و بگو پروردگارا به تو پناه مي برم.»[3] .

وقتي مي دانيم که عبادات، نزد شيطان مبغوض ترين عمل است، با نماز مي توانيم وسوسه هاي زيادي را که در انسان به وجود مي آورد، از خود دور نماييم و از شرّ او ايمن باشيم. در ادامه به مواردي در ارتباط با موضوع اشاره مي نمايم.

 

[1] دشتي، محمد؛ ترجمه نهج البلاغه، ص 383.

[2] اکبري، محمدرضا؛ تفسير نماز، ص 35.

[3] سوره ي مؤمنون، آيه ي 97، ترجمه ي آيت الله مکارم شيرازي.

 

حسادت شيطان به نماز جوان

امام علي(ع) مي فرمايد: «هنگامي که نمازگزار به نماز مي ايستد، شيطان به خاطر رحمتي که نمازگزار را فرا مي گيرد، به چشم حسادت به او مي نگرد.»[1] .

به اين نکته بايد توجه نمود که شيطان به اقامه نماز حساسيت دارد، چون توفيق او را در کشاندن جوانان به فحشا و منکر از بين مي برد. نماز بازدارنده از فحشا و منکر است و شيطان تلاش مي کند بين بندگان خدا و نماز فاصله بيندازد و آن ها را از عبادت دور کند. با توجه به حساسيت نماز و پناهندگي دائمي به حضرت حق، اثر ويژه آن در دوري از شيطان مشخص مي شود.

 

[1] محدث نوري، مستدرک الوسائل، ج 3، ص 80.

 

ايجاد موانع در عبادت

گفته شد که شيطان مدام در پي آن است که انسان اصلاً يادي از خدا نکند و به هر وسيله ممکن انسان را به گمراهي بکشاند واز نماز باز دارد. قرآن هم به تبيين اين مورد پرداخته، مي فرمايد: «إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَکُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّکُمْ عَن ذِکْرِ اللهِ وَعَنِ الصَّلاَةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ؛[1]  شيطان مي خواهد در ميان شما به وسيله شراب و قمار عداوت، ايجاد کند و شما را از ذکر خدا و از نماز باز دارد. آيا با اين همه زيان و فساد و با اين نهي اکيد، خودداري خواهيد کرد.

در تفسير الميزان، در ذيل اين آيه آمده است: «بغض» و «بغضاء» ضد محبت است. رجسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ، معناي آن اين است که اين امور از  عمل شيطان اند و رجس هم از عمل شيطان است براي اين است که شيطان هيچ غرضي از اين اعمال خود يعني خمر و ميسر ندارد، مگرايجاد عداوت و بغضاء بين شما و اين که به اين وسيله شما را به تجاوز از حدود خدا و دشمني با يک ديگر وادار کند، و در نتيجه به وسيله همين شراب و قمار و انصاب و ازلام، شما را از ذکر خدا و نماز باز دارد.[2] .

پس شيطان با اين عوامل در صدد فراهم سازي عداوت بين شما و دوري جستن از ذکر خدا و رواج دادن بي بندوباري و ارتکاب فواحش و مخالفت با احکام الهي است.

و گاهي برخي دچار اين توهم مي شوند که اگر از انسان گناهي سر زد و يا کار زشتي انجام داد، ديگر نمازخواندن فايده اي ندارد. گاهي نيز فرد به خود چنين تلقين مي نمايد من مشغول گناه هستم ديگر چرا نماز بخوانم و نماز چه تأثيري مي تواند در من داشته باشد؟ اين افکار در دوران جواني بيش تر است و شيطان در چنين مواقعي وسوسه بيش تري دارد. در روايتي از مولا علي(ع) آمده است: «اَلصَّلاةُ صابُونُ الْخَطايا»[3]  نماز صابون شست و شوي گناهان است.

پس نبايد از رحمت الهي، نا اميد شد چون نااميدي از گناهان کبيره است و وقتي انسان نا اميد شود وسوسه شيطان بيش تر مي شود و باب توبه رو به فروبستگي مي گذارد. امام علي(ع) در نهج البلاغه مي فرمايد: «پس شيطان، بزرگ ترين مانع براي دين داري است.»[4]  وسوسه هاي شيطاني انسان را رها نمي سازند و مدام درپي آتش افروزي هستند؛ چه وسوسه هاي فردي و چه جمعي.

 

[1] سوره ي مائده، آيه ي 91، ترجمه آيت الله مکارم شيرازي.

[2] طباطبائي، محمدحسين؛ ترجمه ي موسوي، سيّد محمدباقر؛ تفسير الميزان، ج 6، ص 180-181.

[3] ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 20، ص 213.

[4] دشتي، محمد؛ ترجمه نهج البلاغه، ص 382.

 

خشمناکي شيطان از عبادت

وقتي شيطان نمازگزاري را در حين سجده مي بيند، به سختي بر مي آشوبد و تحمل نمي کند؛ چون خود از درگاه الهي رانده شده است. در حديثي از امام علي(ع) آمده است: «وقتي که بنده اي سجده کرد، ابليس(شروع) به داد و فرياد زدن مي کند و اي بر من! او اطاعت کرد، ولي من معصيت کردم، او سجده کرد و من از اين عمل سر باز زدم.»[1] .

 

[1] مجلسي، محمدباقر؛ بحارالانوار، ج 82، ص 61.

 

نماز جماعت، رهايي از دام شيطان

در حديثي از رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) آمده است: «اِنّ الشَّيْطانَ ذِئْبُ الانسانِ کَذِئبِ الْغَنَمِ يَاخُذَ الشاةَ القاصِيَة و الناحِيَةَ فَايَّاکُمْ وَالشِّعابِ وَ عَلَيْکُم بِالْجَماعَةِ وَالْعامَّةِ وَالْمَسْجِدِ»[1] .

«شيطان گرگ انسان است، همانند گرگ گوسفندان که هميشه ميش هاي دورافتاده و کناره گير را مي گيرد. از اختلاف اندازي بپرهيزيد بر شما باد حضور در جماعت و مجالس عمومي و مسجد» از اين روايت فهميده مي شود فايده نماز جماعت از نماز فرادا بيش تر است. جوانان نيز بايد به نکاتي که در حديث فوق آمده توجه کنند تا اين امکان براي آن ها ميسر شود که از دام هاي شيطان در امان باشند.

 

 [1] متقي الهندي، علاءالدّين، کنزالعمّال، ج 7، ص 581.

 

نماز و طرد شيطان

نماز، زماني که براي انسان دادرسي نيست، کمک انسان است. البته نماز داراي تأثير زيادي مي باشد. هم چنين نماز، شيطان را از انسان دور و طرد مي کند؛ بالأخص در هنگام مرگ. در حديثي از امام صادق(ع) آمده است: «و ملَکُ الموْتِ يَدْفَعُ الشَّيْطانَ عَنْ الْمُحافِظِ عَلَي الصَّلوةِ وَ يُلَقِّنُهُ شَهَادَةَ أنْ لاَ اِلهَ اِلاّاللهُ وَ اَنّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللهِ) في تِلْکَ الحالَةِ الْعَظيمَةِ؛«هنگام مرگ ملک الموت شيطان را از کسي که محافظت به(اوقات) نماز کند دفع مي کند و کلمه شهادتين را به او القاء و تلقين مي کند.»[1] .

 

[1] مجلسي، محمد باقر؛ بحارالانوار، ج 82، ص 233.

 

نماز عامل شکست شيطان

نمازگزار به وسيله نماز شيطان زدايي و شيطان ستيزي مي کند. هيچ چيزي مانند نماز بيني شيطان را به خاک نمي مالد. پس نماز بهترين و نيرومندترين سلاح براي سرکوبي شيطان و دور کردن او از يافتن راه نفوذ و تسلطش بر انسان است. اگر ما بر شيطان پيروز نشويم، خوار مي شويم و به ذلّت مي افتيم.

امام زمان عليه السلام (عج) در حديثي مي فرمايد: «مَااَرْغَمَ اَنْفُ الشَيْطانِ بشيئيٍ مِثْلُ الصَّلاةِ فَصَلِّها وَ اَرْغِمْ اَنْفَ الشَّيْطانِ[1] ؛ «هيچ چيز مثل نماز بيني شيطان را به خاک نمي مالد و او را خوار نمي کند. پس نماز بخوان و بيني شيطان را به خاک بمال.»

 

 [1] معزّي، جامع احاديث الشيعه، ج 7، ص 61.

 

نماز شاخص اعمال

تأثير نماز در کيفيت بخشي به اعمال

نماز بازدارنده از بدي ها، معراج مؤمن، مايه نزديکي پرهيزکاران به خدا، پاک کننده گناهان، شستشو دهنده جسم و جان، خاموش کننده آتش دوزخ، پايه دين، نردبان رسيدن به اوج کمال و انسانيت، مهم ترين نهاد دين، بهترين کارها و معيار سنجش اعمال است. امام صادق(ع) فرموده اند: «اِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ ما سِواها وَ اِنْ رُدَّتْ رُدَّ ماسِواها «اگر نماز قبول شود بقيه اعمال هم قبول مي شود و اگر نماز قبول نشود بقيه اعمال هم پذيرفته نمي شود.»[1] .

پس اگر نماز قبول شود، کارهاي ديگر نيز پذيرفته مي شود و اگر نماز رد شود، کارهاي ديگر نيز مردود است. به وسيله نماز، دعاها مستجاب و نيازها بر آورده مي شود. نماز غايت و نهايت کسي است که خدا را ياد کند و خدا نيز او را ياد مي کند در روزي که جز خدا کسي يا چيزي نمي تواند به حال انسان مفيد و ثمربخش باشد.

 

[1] مجلسي، محمدباقر؛ بحارالانوار، ج 10، ص 394.

 

نماز معيار ارزش يابي و محاسبه اعمال

نماز هم چنين در ارزيابي اعمال اثر فراواني دارد. انسان خداجو، دائماً در صدد ارزيابي اعمال خويش است و در پي بررسي اين که آيا فلان عمل که انجام داده ام مورد قبول خداوند بوده يا نبوده است؟ اولين عملي هم که فرد مسلمان با آن سرو کار دارد، نماز است که روزي چندين مرتبه آن را به جاي آورد. از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: «اَوَلُ مَا يُحَاسَبُ بِهِ العَبْدُ عَن الْصَلاَة فاِذا قُبِلَتْ قُبلَ مِنْهُ سَائِرُ عَمَلِهِ و اذا رُدّت عليه رُدَّ عَلَيْهِ سائِرُ عَمَلِه، فَاِذا صَلَّيْتَ فَأقْبِلْ بِقَلْبِکَ اِلَي اللهِ عَزَّوَجلَّ فَاِنَّهُ لَيْسَ مِنْ عَبدٍ مُؤمِنٍ يُقْبِلُ بِقَلْبِهِ عَلَي الله عَزَّوَجلّ في صَلاتِهِ وَ دَعائِهِ اِلّا اَقْبَلَ الله عَلَيْهِ بِقُلُوبِ الْمُؤْمِنينَ اِلَيْهِ وَ أيد مع مودتهم اِيّاهُ بِالْجَنّة»[1] ؛ اول چيزي که انسان با آن مورد محاسبه قرار مي گيرد نماز است. اگر نماز قبول شد ساير اعمال هم از نمازگزار قبول مي شود و اگر رد شد، ساير اعمال نيز مردود است. پس هرگاه نماز مي خواني، با قلب خود متوجه خداي سبحان باش تا دعا و نماز تو قبول شود و خدا با قلوب مؤمنان به تو رو کند.

 

نماز کوثري است که انسان را تطهير مي کند. اگر ما از نماز اين طهارت را در خود احساس نکرديم، بايد بپذيريم که نمازمان، نماز واقعي نبوده است.[2] .

پس فرد نماز خوان مي تواند اعمال خود را با ملاک و ميزان نماز، مورد ارزيابي قرار دهد و هر کجا که نياز به تغيير و اصلاح دارد، نسبت به آن اقدام کند.

 

[1] اصول کافي، ج 3، ص 268؛ وسائل الشيعه، ج 3، ص 23.

 [2] جوادي آملي، عبدالله؛ حکمت عبادات، ص 115.

 

نماز تقويت کننده اخلاص و تقوي

بايد توجه داشت فرد نمازگزار به آن مقدار که توجه او به خداست از او نماز به آن مقدار پذيرفتني است. امام باقر(ع) مي فرمايد: «عَلَيْکَ بِالاِقْبالِ بِصَلاتِک فَاِنّما يُحْسَبُ لَک مِنْها ما اَقْبَلْت عَلَيْهَ»؛«در نماز توجه به خدا داشته باش، زيرا از نماز آن مقدار قبول مي شود که تو، به آن توجه داري.»[1] .

لذا فرد نمازگزار براي تقويت اخلاص در تمام حرکات و سکنات و حضور قلب و خشوع در نماز بايد دقت ويژه کند تا بتواند نمازي کامل به تمام معني داشته باشد.

در خصوص حضور قلب در نماز هم، از کلام اولياء دين چنين استفاده مي شود: «حضور قلب يعني فارغ ساختن دل از همه، براي عملي که به آن مشغول است تا اين که بداند چه مي کند و چه مي گويد و تمرکز فکر و اقبال به نماز داشته باشد و اين را خشوع دل نيز مي گويند»[2] .

 

[1] فيض کاشاني، ملامحسن؛ محجةالبيضاء، ج 1، ص 354.

 [2] نراقي، معراج السّعاده، ص 1.

 

تقوا، فراهم سازي قبولي اعمال است

بطور قطع کار نيک بر مبناي خدا پرستي پذيرفتني است و بندگي خدا با شرط تقوي و ترک گناه قبول مي شود. قرآن کريم نيز به اين مطلب اشاره دارد و مي فرمايد: «اِنَّمَا يَتَقَبَّلَ اللهُ مِن المُتَّقيِن»؛«خداوند تنها (اعمال) از اهل تقوا قبول مي کند.»[1] .

همان طور که اگر فرد دزدي کند و مال ديگران را حتي انفاق کند و در راه خير هم بدهد، از او پذيرفتني نيست، آن که حق مردم را بخورد و به نماز بايستد هم، نمازش مردود است. هم چنين کسي که نماز را ترک نکند ولي جهاد ننمايد يا در حق ديگران ظلم و ستم کند. به همين قياس، کسي که به ديگري تهمت بزند، غيبت کند، يا چشم ناپاک به نواميس مسلمين داشته باشد و حتي نماز شب هم بخواند، آن نماز و جهاد و اين زيارت و نافله را خداوند از او نمي پذيرد.»[2] .

دليل اين نپذيرفتن هم اين است که اين اعمال، همراه با تقوا نبوده است و انساني که در پي تقواست، بايد توجه داشته باشد که تقوا يک  سري مقدمات دارد که اگر در برنامه نباشند، تقواي او پذيرفتني نيست. امام صادق مي فرمايد: «وَالْعَمَلُ الخَالِصُ الذّي لا تُريدُ اَن يَحْمَدَکَ عَلَيْهِ اَحَدٌ اِلاّ اللهُ»[3]  «عمل خالص، عملي است که در انجامش، جز از خدا از احدي انتظار و سپاس نداشته باشد.»

آن حضرت هم چنين مي فرمايد: «گاهي پنجاه سال بر انسان مي گذرد ولي خداوند يک نماز او را نپذيرفته است.»[4] .

جوانان بايد به موجبات قبولي اعمال توجه داشته باشند اين موجبات از طهارت گرفته تا سلام کردن و... برنامه دارد و هر کدام در جاي خودش لازم است.

 

[1] سوره ي مائده، آيه ي 28، ترجمه آيت الله مکارم شيرازي.

[2] قرائتي، محسن؛ راز نماز، ص 28.

[3] مجلسي، محمدباقر؛ بحارالانوار، ج 70، ص 230.

[4] وافي، ج 2، ص 13.

 

پاداش نمازگزار

اگر از طرف فرد معروفي وعده اي به انسان داده شود، انسان تقريباً مطمئن است که به آن عمل مي شود. اگر اين فرد خداي عزّوجل باشد که به کسي وعده اي بدهد، اطمينان بيش تر مي شود. در مورد نماز، خدا با نمازگزاران عهد بسته که پاداش خوبي به آنان مي دهد. رسول خدا مي فرمايد: «قال الله عَزَّوَجَلَّ اِنَّ الْعَبْدَ عَلَيَّ عَهْداً اِنْ اَقامَ الصَّلاةَ لِوَقْتِها أَنْ لا اُعَذِّبَهُ وَ اَنْ اَدْخُلَهُ الْجَنَّة بِغَيْرِ حِسابٍ؛ «خداوند عزوجل فرمود «براي بنده ام تعهد کرده ام اگر نماز را در وقتش به پا دارد(بخواند) کيفرش ندهم و او را بي محاسبه وارد بهشت گردانم؛»امام صادق(ع) نيز مي فرمايد: «مَنْ قَبِلَ اللهُ مِنْهُ صَلاةً واحِدَةً لَمْ يُعَذِّبْهُ؛»[1] .

خداوند از هر کس يک نماز را بپذيرد، عذابش نمي کند» چون نماز از جايگاه خاصي برخوردار است و عملي با فضيلت تر از نماز نيست. روايت ديگري نيز از امام صادق(ع) نقل شده است که مي فرمايند: «بهترين عمل در روز قيامت نزد خداوند، نماز است.»[2] .

 

[1] وافي، ج 2، ص 13.

 [2] متقي الهندي، علاءالدّين؛ کنزالعمّال، شماره 19036؛ کافي، ج 3، ص 266؛ التهذيب، ج 2 238 / 943؛ مستدرک الوسائل، ج 3، ص 7.

 

نماز وگناهان

ريزش گناهان

در اين دنيا انسان مدام با نيرنگ هاي عديده سرو کار دارد و با انواع تخلف هايي که منجر به گناه شده و او را به معصيت وا مي دارد، روبه روست. در چنين حالاتي، او در وجود خود نيازمند به بخشودگي و محو اين گناهان ودر صدد يافتن راهي براي ريزش و بخشش آنان است. اين راه مي تواند همان نماز باشد که دليل بخشودگي است امام علي(ع) در وصيتش درمورد نماز مي فرمايد: «اِنَّهَالَتَحُتُ الذُّنُوبَ حَتَ الوَرَقِ وتُطْلِقُها اِطْلاقَ الرّبَقِ، وَشَبَّهَهَا رَسولُ الله (صلي الله عليه وآله وسلم) بِالْحَمةِ تَکونُ عَلي بابِ الرَّجُلِ فَهُوَ يَغْتَسِلُ مِنْها فِي الْيَوْمِ وَ اللَّيلَةِ خَمْسَ مَرّاتٍ فَما عَسي يَبْقَي عَليْه مِنْ الدَّرَنِ؛»[1]  «نماز، گناهان را فرو مي ريزد، هم چون ريزش برگ از درختان و آن ها را از گردن بندگان باز مي کند، هم چون بازکردن رسن از گردن چهار پايان. رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) نماز را به چشمه آب گرمي تشبيه فرمود که جلو در خانه مردم باشد و اگر شبانه روز پنج مرتبه خود را در آن بشويند بر بدن آن ها چرک و کثافتي باقي نخواهد ماند.»[2] .

بنابراين نماز بدي ها را از بين مي برد، گناهان را از صفحه قلب انسان محو مي کند و سبب مي شود خداوند بزرگ مجازات ها را عفو فرمايد. خداوند عزّوجل مي فرمايد: «وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ ذلِکَ ذِکْرَي لِلذَّاکِرِينَ؛[3]  «در دو طرف روز و اوايل شب نماز را بر پا دار، چرا که حسنات، سيئات (و آثار آن ها را) از بين مي برد. اين تذکري است براي کساني که اهل تذکرند.» اين خاصيت نماز، براي جوان که در معرض لغزش ها و آفات است، جاي اميدواري فراوان دارد.

در رواياتي از اميرالمؤمنين علي(ع) آمده است که از اصحاب سؤال فرمودند: «آيا مي دانيد اميدبخش ترين آيه ي قرآن کدام است؟» هر کدام از اصحاب، آيه اي را عنوان کردند. حضرت فرمودند: «اميدبخش ترين آيه در کتاب خدا، «وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ»[4]  است.»

نماز، جوان را از گناهان شستشو مي دهد و او را از ارتکاب گناه بازمي دارد و به همين علت، نماز يک اهرم قوي و يک محافظ خوب براي جوان است و تذکاري است به او تا از خلاف دوري کند. خداوند متعال در قرآن کريم مي فرمايد: «إِنَّ الصَّلاَةَ تَنْهَي عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنکَرِ؛»[5]  «نماز را برپا دار، که نماز انسان را از زشتي ها و گناه باز مي دارد.»

زماني که انسان به سبب گناهاني که براي او اندوه و غم به همراه آورده است، خود را از همه جا رانده مي بيند و نمي داند چه کند تا از اين حال رهايي يابد، نماز به او ياري مي رساند. امام علي(ع) مي فرمايد: «ما اَهَمَّني ذَنْبٌ اُمْهِلْتُ بَعْدَهُ حَتَّي اُصَلِّيَ رَکْعَتَيْنِ وَ اَسْأَلَ اللهَ الْعافِيَةَ؛[6]  «اندوهگينم نکرد گناهي که در پي آن مهلت يافتم دو رکعت نماز بگزارم و از خدا اصلاح آن را بخواهم.»

ابن ميثم در شرح اين جمله چنين مي نويسد: «علت اين که انسان نبايد پس از خواندن دو رکعت نماز نسبت به گناهان اندوهگين باشد، اين است که نماز پوشاننده گناهان است.»[7] .

اين رهنمود مولا در نهج البلاغه، براي ما يک الگوست تا وقتي گناهي از ما سر زد با توسل و نماز، موجبات غفران و پاکي آن را فراهم آوريم.

 

[1] نهج البلاغه، خطبه 199.

[2] ابن ابي الحديد؛ شرح نهج البلاغه، ج 10، ص 202.

[3] سوره ي هود، آيه ي 114، ترجمه ي آيت الله مکارم شيرازي.

[4] قرائتي، محسن؛ تفسير نور، ج 5 ص 314.

[5] سوره ي عنکبوت، آيه ي 45.

[6] نهج البلاغه، حکمت 299.

 [7] بحراني، ابن ميثم؛ شرح نهج البلاغه، ج 5، ص 395، چاپ مؤسسه نصر 1378.

 

نماز و کفاره گناهان

گناهان انسان سبب مي شود که در روز قيامت، آتشي که به دست خود او روشن شده است، براي او عذاب شود. اما مي توان اين آتش را در همين دنيا خاموش نمود و با اقامه نماز، اثر آن را محو کرد. در حديثي از رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) روايت شده است: «شنيدم منادي حق در اوقات نماز ندا مي کند و مي گويد: «اي فرزندان آدم! آتشي را که به دست خود افروخته ايد خاموش کنيد. پس مي بينم که برمي خيزند و وضو مي گيرند و بعد از آن، گناهان و معاصيشان ساقط مي شود و آن هنگام که نماز مي خوانند، هرچه زشتي ها که در ميان دو نماز مرتکب شده اند، بخشيده مي شود؛

اما آن ها مجدداً در بين دو نماز آتش مي افروزند. همين که هنگام نماز ظهر فرا مي رسد، منادي حق ندا مي دهد: اي انسان ها بر خيزيد و آتشي را  که براي سوزاندن خويش بر افروخته ايد خاموش کنيد. آن ها مجدداً برمي خيزند و وضو مي گيرند و نماز به جا مي آورند و آن گاه هرچه که در ميان دونماز مرتکب شده بودند بخشوده مي شود و هرگاه نماز عصر فرا مي رسد نيز چنين است. با فرارسيدن نماز مغرب و اقامه آن نيز معصيت هاي قبل از نماز مغرب آمرزيده مي شود و هرگاه وقت نماز عشا مي شود با اقامه نماز، گناهان گذشته فرد آمرزيده مي شود.

سپس آن ها مي خوابند درحالي که آمرزيده شده اند و چيزي از گناهان بر آنان نيست؛ اما دريغ که بعد از آن، گروهي در راه خير سير مي کنند و گروهي در راه شر.»[1] .

از حديث فوق مي توان چنين نتيجه گرفت که اگر انسان بخواهد گناه او پاک شود و به قيامت کشيده نشود، با اقامه نماز اين مسير است که هم موجب بخشيدن گناهان مي شود و هم موجب فراهم سازي خاموشي آتشي که انسان به دست خود افروخته است. پس نماز نهر روان و چشمه ي کوثري است که هم آتش ها را خاموش مي کند و هم نمي گذارد انسان بعدها گرفتار آتش شود.

علاوه بر اين، در شرح نهج البلاغه آمده است: «حتي اگر انسان توفيق خواندن دو رکعت نماز پيدا کند و به آن عمل نمايد، موجب کفاره گناهان و از بين بردن اثر آن مي گردد؛ چون حسنات، اثر سيئات را محو مي نمايند.»[2] .

 

 [1] مجلسي، محمدباقر؛ بحارالانوار، ج 82، ص 224.

[2] هاشي الخوئي، علامه ميرزاحبيب الله؛ منهاج البراعة في شرح النهج البلاغه، ج 21، ص 390.

 

نماز وسعادتمندی

در بسياري از آيات قرآن، به ثمرات و فوايد نماز پرداخته شده است. اين امر خود عامل مهمي در تشويق به نماز است. امام علي(ع) مي فرمايد «با دِرْ بِالطَّاعَةِ تَسْعَد»[1] ؛ «به طاعت شتاب (کن) تا سعادتمند شوي.»

اگر انسان در موقع انجام کار، به نتايج، ثمرات و فوايد آن آگاهي داشته باشد، با اشتياق، علاقه و اطمينان بيش تري به انجام آن مبادرت مي کند.

عبادت، به زندگي رنگ خدايي دادن است و از روزمرّه گي خارج شدن. نجات از بيهودگي و مفيدشدن است و عبادت واقعي يعني کل زندگي را رنگ خدادادن و در حقيقت مجموعه ي دگرگوني هايي که در فکر و عقيده فرد به منظور ايجاد نوعي خاص از عمل و رفتار و ضوابط مذهبي ايجاد مي شود.[2] .

براي جوانان و نوجوانان آگاهي از فوايد و ثمرات نماز بسيار مهم است. اين کار نيز بايد با زبان قرآن و توجه به آيات شريفه الهي صوت بگيرد تا تأثير بيش تري داشته باشد.

در صورت توجيه جوانان و ارايه سفارشات لازم در اين مورد، آن ها مي توانند با شخصيتي کاملاً پرورش يافته و دين دار، قدم به بالاترين جايگاه سعادت نهند و با نماز، سعادتمندي خود را تضمين نمايند.

 

[1] آمدي تميمي، محسن؛ غررالحکم. حديث 4360.

[2] کريما، زهرا؛ پايان نامه سطح 2 معارف اسلامي و تبليغ؛ ص 17.

 


نوشته شده در 1396/5/16 - توسط